شهريار كوچولو

زبون باز کردن.سیزده بدر و باقی قضایا...

1391/1/18 1:25
نویسنده : خاله جون
472 بازدید
اشتراک گذاری

پسرمون داره به حرف زدن میوفته فقط 8 ماه شه اما می تونه بگه دد و ماما و بابا. اوخی نازی. فقط دوست داره باهاش بازی کنی. وقتی خوابیده و تو وایستادی اول دست و پا می زنه که بلندش کنی بعد بغض می کنه و اگه بازم برش نداری دیگه باهات قهر می کنه. پسرمون دد رو از این عروسکه یا دگرفته هر وقت صدای عروسکه میاد می زنه زیر خنده...

.

 

چه شباهتی دارن اینا باهم!

..

سیزده بدر باهام رفته بودم خونه اون یکی خاله اش تو حیاط شون یه چند تا عکسشو واستون می ذارم

.

شهریارمون اشپز شده بود

.

 

.

 

.

 

.

 

.

این عکس اخری رو خودم خیلی دوس دارم. چشماشو نیگا کن.

بعدا باز هم اپ می کنمزبان

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

بابای ملیسا
18 فروردین 91 14:33
سلام . وبلاگ ملیسا خانم با درد دل های پدر و دختری به روز شد . خوشحال میشیم با اومدنتون وبلاگمون رو نورانی و با نظراتتون پربارترش کنید . منتظر شما هستیم .
سهیلا
20 فروردین 91 1:15
سلام شهریار خان سال نو مبارک ماشاا... که داری حرف میزنی
سهیلا کوچولو
22 فروردین 91 15:37
سلام شهریار خان خوبی؟ برات آرزوی بهترین هارو دارم... پیروز باشی
مامان علی اصغر
30 فروردین 91 15:38
ماشاا... به این پسر زرنگ